.: وبلاگ محمد زمـانی :.

طرحی برای فردا، خواهش حاج آقا !

از همه افرادیکه موجبات خنده و شادی ما رو فراهم می کنند متشکریم. بعد بیست و اندی سال به این پی برده شد که سیستمی که 5، 3، 3 بود به درد نمی خوره و باید بشه 6، 3، 3. و بازم بعد بیست و اندی سال پی برده شد که فارغ التحصیلای رشته های تجربی تو جامعه کارایی ندارن و با ریاضی باید ادغام بشن و بشن علوم پایه! کمالات و کراماتی داریم ما ... .

دیروز تو رادیو داشت می گفت: ...تن آش نذری طبخ شده که هزینش 120 میلیون تومن شده. نمی گم بده، ولی میدونن با 120 میلیون تومن چه کارایی که نمی شه کرد؟ هی گفته شد تشویق به ازدواج، تشویق به ازدواج... . چکاری انجام شده برای تشویق جوونا به ازدواج؟ غیر یه وام 3 میلیونی که براش  ماه ها و بلکه سال ها باید تو نوبت بود و برای گرفتنش شصت تا ضامن معتبر می خوان. حالا آقازاده ها وام های صد و هزار میلیاردی می گیرن و می خورن و سال ها ازش می گذره و آب از آب تکون نمی خوره؛ آخرش یکی هم که کمی جرأت پیدا می کنه رو کنه در حد م. ح. ج. س و ... فقط می گه.

دانلود فایل تصویری    6 مگابایت

از این اتفاقای و حرفای اخیر هم که خودمون مبتلا به هستیم ... . همونطور که برای الان ما موقعیتی اون موقع تعریف و پیش بینی نشده بود، برای اینایی هم که دارن میان چی میخواد بشه خدا می دونه.

دیگه مثل قبل نمیاد. حرفو می گم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/09/30ساعت   توسط محمد  | 

غمنامه

زینب جان...

شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما، بی حسین شدن تو بود، و شرمنده تر آنکه تو بی حسین شدی و ما هنوز حسینی نشدیم ... . دعایمان کن حسینی شویم.


برچسب‌ها: شام غریبان, حضرت زینب س
+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/08/13ساعت   توسط محمد  | 

یادش بخیر

2 سال پیش همچین شبی پر از استرس و علامت سوال برام بود. فردا روز اعزامم به خدمت بود. نیروی زمینی ارتش، مرکز آموزش 02 شهید انشایی. اون موقع نه، ولی الان فکر کردن به اون روزا و ... لذت بخشه. یادش بخیر.


برچسب‌ها: خدمت سربازی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1393/07/30ساعت   توسط محمد  | 

پی احساس آرامش


برچسب‌ها: پی احساس آرامش
+ نوشته شده در  یکشنبه 1393/07/27ساعت   توسط محمد  | 

راه حل

کاش اینقدر که مردم ازت حرفشنوی دارن، مسئولین هم داشتن. آخه قربونت برن! تو خودت جای ما باشی تو آوردنش دچار تردید می شی. حرفت درست. ولی چشم رو واقعیت که نمیشه بست. تو خیابونای شهر و جاده که میری، هر ماشینی رو که میبینی، واسه پیاده ها بوق می زنه، حتی اگه زن و بچش هم باهاش باشن، خب این یعنی چی؟!

همون جوری که بیست سی سال پیش خواستین و الان نتیجش شده این (که همش میگن: کارآفرینی)، بیست سال بعد هم بازم همین داستانه دیگه. الان مگه از ما استفاده میشه؟ همه جا پتک سابقه چند ده ساله و بعضاً سی ساله رو می کوبن تو سرمون. واقعاً نون بازو رو خوردن (به معنای واقعی) چه لذتی داره.

وقتی مدرک (البته گواهی موقت که بعد از 8 سال خدمت قابل ترجمه میشه!!!) رو از دانشگاه گرفتم، "هل یستوی ..." رو کاملاً دارم درک میکنم.

تو بهار شنیده شد که "هوای پاک تهران، نتیجه تولید بنزین با کیفیت داخلی". خداییش داریـــم؟؟؟ خب این همون بنزینیه که تو زمستون هم تولید میشد، منتهی الان گرون تر شده، خب ملت ندران که بزنن. علاوه بر این که تو بهار پدیده ی وارونگی نداریم، بذا پاییز بشه.

همه فعالیت ها که متوقف شده، شما رو چه باک؟

بی ربط: بعد از لوسی و ...، تبلیغات ما از شیش و هشت به رپ داره خیز برمیداره: "پشتم گرمه..." (از آثار فاخر جناب سروش لشکری متخلص به هیچکس).

تو این گیر و دار صدای یکی رو شنیدم، که تو اون بی مهری ها و خود محوری های دوران خدمتم، با سادگی و صفاش دل آدمو میبرد، از نیکان پادگان. اگه خواستی از لینک زیر صداشو دانلود کن و گوش کن.       

    کلیک کن. دانلود کن

راستی! جای اونایی که اهلشن، این پایین خیلی خالی بود.

 پ. ن1: وقتی یه مهمونی رو به تمومی میره یا تموم میشه، همه یه جورایی دلتنگ میشن، حالا اگه اون مهمونی، مهمونی خدا باشه و رو به اتمام، حال و هوای مهمونا دیدن داره!

پ. ن2: شبی در کهکشانها (امسال)، ستاره صبح (2 سال پیش)، شب آفتابی(4 سال پیش)، سه تجربه، سه تلنگر

پ. ن3: امسال يك ميليون و اندي شركت كننده در كنكور سراسري داشتيم كه همشون مجاز به انتخاب رشته شدن، تازه اعلام كردن كه اونايي كه ثبت نام نكردن بيان اسم بنويسن برن دانشگاه، اين يعني سطح سواد مملكت ما رفته بالا؟؟؟

اينم نمونه ا ي از تبليغات تلويزيون ما: پذيرش دانشجو بدون كنكور، بدون مدرك مرتبط، بدون مدرك پيش دانشگاهي!

اينا يعني چي؟؟؟ اَصَن يه وضعي


برچسب‌ها: شب های نورانی مصلی امام خمینی, ماه رمضان, شبی در کهکشانها
+ نوشته شده در  سه شنبه 1393/04/31ساعت   توسط محمد  | 

قانون استخدامی، نرخ بنزین


تو کتابای ریاضی و فیزیک کلی فرمول و مسئله می خوندیم که همش برامون سؤال بود اینا کجای زندگی بدردمون می خوره. مثل این جمله معروف که می گه: "انرژی نه بوجود می آید نه از بین می رود، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می کند". داشتم به آگهی های استخدامی فکر می کردم که متوجه شدم این قانون فیزیک چقدر تو جامعه ما ساری و جاریه. اگه بخواییم ورژن جدید این قانون رو بگیم؛ باید بگیم: "کارمند نه بوجود می آید نه بازن نشسته می شود، بلکه از سمتی به سمتی دیگر تغییر می کند." !i!
یا از بازن نشسته های محترم برای همکاری دعوت می شه، یا اینکه لا اقل سه چار پنج سال باید سابقه داشت. به قول دکتر اصفهانی: "از کجا باید شروع کرد؟"
بنزین که دوباره جیره بندی گردید  /  بر ریش همه غول گرانی خندید
افسوس که از گرانی یک کالا    /    این غول زند بشکن و خواهد رقصید   (محمد جاوید)
آقای مهندس!


برچسب‌ها: قوانین استخدامی, کارجو, نرخ بنزین
+ نوشته شده در  جمعه 1393/02/12ساعت   توسط محمد  | 

سیزده به در، لطف خدا

همه بهمون میگفتن: "سالی که نکوست از بهارش پیداست". مثل رویا بود. نفهمیدیم کی شروع و کی تموم شد. اونجا که هستی داغی؛ اونچنان غرقی که حس نمی کنی. مدام باید به خودت تلنگر بزنی که«این منم که اینجام». هیچ دغدغه و غمی نیست. انگار رو ابرا، خیلی راحت و سبُکِ سبُک، رها... .


یه وقت به خودت میای و می بینی زندگی بی معنا شده، انگار عزیزترین کَسِ تو از دست دادی، اونوقته که تازه می فهمی که رفتی و برگشتی.
هیچ وقت از سیزده به در خوشم نمی یومد، اما امسال تنها سیزده به دری بود که واقعاً ازش لذت بردم. 17 فروردین پارسال روزی بود که بعد از اولین مرخصیم تو یگان، باید بر می گشتم پادگان و خیلی خیلی ضدحال بود. اما 17 فروردین امسال قدم به قدم به امن ترین و خواستنی ترین نقطه ی روی زمین نزدیک می شدم، تو بامداد و سحرگاه بهش رسیدم. کی فکرشو می کرد؟ پارسال اونجوری و امسال اینجوری. ممنونتم خدا.

پ.ن1: به خدا قسم اگر «سبد کالا» را در دست راستم و «سهام عدالت» را در دست چپم قرار دهند، هرگز از ثبت نام یارانه انصراف نخواهم داد.

پ.ن2: نه عکاس حرفه ای بود، نه معکوس(یعنی کسی که ازش عکس گرفته شد، مثل قاتل و مقتول!!!). به سبک قدیم، نه اینستاگرامی!!!


برچسب‌ها: سیزده به در 93, عمره مفرده, مدینه منوره و مسجدالنبی ص, مکه و مسجدالحرام, قبرستان بقیع
+ نوشته شده در  دوشنبه 1393/01/25ساعت   توسط محمد  | 

مطالب قدیمی‌تر